مرکزجامع خیریه توانبخشی معلولین شهید مدنی

مرکزجامع خیریه توانبخشی معلولین شهید مدنی

ویژه نگهداری دختران معلول بالای 14 سال

مرکزجامع خیریه توانبخشی معلولین شهید مدنی
مرکزجامع خیریه توانبخشی معلولین شهید مدنی

سخن من

گرچه معلولم ولی انديشه ام معلول نيست      هيچ مَجهولی برای فکر من مجهول نيست اهل فِکر وهِمّت و شور وشعور و کوششم        داوَری هایِ غلط درباره ام مَقبول نيست عِزّت نَفسَم مرا نزد همه مُمتاز کرد                 با تَرحُّم گر نگاهم می کنی مَعقول نيست نَقصِ جِسمی مانع کار وتلاش من نشد            هيچ مَعلولی به جُرم عِلتَش مَعزول نیست سینه ی ما خانه ی عشق وصفا وعزّت است    جُزوفا وجز محبّت اندرين کَشکول نیست حاصل کارم هنرهای ظريف دستی است         جز هنر در غرفه ی صاحبدلان محصول نيست اشتغال ما به شغل دولتی نا گفته به            جز کمی از ما به شغل دولتی مشغول نيست اِنتظارم از همه اين است که مارا حِس کنند     گر چه اين حِس کَردنيها بين ما مَعمول نيست پُرسشی دارم زِ مَسؤولانِ کشور يک به يک      از چه رو نِسبَت به مَعلولان کِسی مَسؤول نيست آدمی را آدمیّت مَنزِلت باشد وبَس                 لُطفِ حَق بی آدَميت مَر تُرا مَشمول نيست آفرينش، آفرين گويد به پاس هِمَّتم                هر که گويد آفرين بر هِمَّتم مَغفول نیست با شَريفان اُنس واُلفَت گير و دايم شاد باش    چون سُخن هايش درست ولااقل مَجعول  نیست
... [ادامه]
shadow
نوشته شده در تاریخ 2015/08/31 ساعت 09:42 |

توانبخشی فرآیندی است منسجم ، مستمر و پویا ، چرا كه وقتی سخن از قادر سازی فرد معلول به میان می آید ، نه تنها نظام خانواده و آموزش و پرورش بلكه سازمانهای حمایتی ، طراحان معماری شهری ، رسانه های ارتباط جمعی ، صاحبان مشاغل و نظام آموزش عالی و … هر كدام به نوعی می كوشند تا زیرساخت های توانبخشی بر اساس اركان زندگی اجتماعی شكل یابد و در نهایت این فرآیند توانمند سازی بر پایه عناصر موجود در ساختار جامعه امروز محقق گردد . حال بد نیست تا به نقطه آغازین این سلسله تلاشها بازگردیم .
از زمانی كه معلولیت یك فرد برای خانواده محرز می گردد ، نه تنها شخص مبتلا بلكه والدین و سایر اعضای خانواده نیز عملاً وارد حوزه توانبخشی می شوند . تأمین سلامت روانی خانواده ی دارای فرزند معلول مهمترین موضوعی است كه در این مرحله از توانبخشی مد نظر روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی قرار دارد ؛ زیرا مادام كه والدین آگاهی لازم در خصوص علل زیست محیطی و اجتماعی معلولیت فرزندان خود و شیوه برخورد با آنان نداشته باشند ، انگیزه لازم برای مشاركت در فعالیت های توانبخشی نخواهند داشت . اینجا است كه روانشناس با استعانت از اصول روانشناسی معلولان و بهره مندی از شیوه های مؤثر در زمینه مشاوره خانواده ، می كوشد تا از خلال بحث و گفت و گو با پدران و مادران و با توجه به نوع ارزشها ، اعتقادات و میزان دانش و آگاهی آنان ، معلولیت فرزندان را برای آنان تشریح نماید . روانشناسان همچنین می كوشند تا با بررسی نوع رابطه سایر اعضای خانواده (اعم از خواهران و برادران و دیگر بستگان) با فرد معلول ، بافت ارتباطی مناسبی در محیط منزل ایجاد كنند تا عضو معلول خانواده بتواند در سایه چنین روابطی ، خود را برای كسب استقلال در زندگی آتی مهیا سازد . بنابراین جایی برای انكار این واقعیت نیست كه روانشناسی معلولان ، سنگ بنای نظام توانبخشی است ؛ زیرا تا زمانی كه سلامت روانی والدین فرزندان معلول تضمین نشود ، ارائه خدمات اجتماعی و توانپزشكی به فرد دارای معلولیت و خانواده وی بی معنا خواهد بود . بدیهی است كه قرار گرفتن والدین در مدار توانبخشی نیز از اعتقاد آنان نسبت به اثر بخشی این فعالیتها منبعث می گردد .
فرد معلول نیز همچون سایرین ، مراحل مختلف تحول را پشت سر می گذارد و با ورود به مرحله نوجوانی ، ذهن و روان خود را با مسائل تازه ای مواجه می یابد . آیا وی می تواند همچون دیگر دانش آموزان آزادانه رشته تحصیلی خود را انتخاب كند ؟ جاذبه فردی و اجتماعی وی تا چه اندازه متأثر از معلولیت او خواهد بود ؟ چگونه می تواند با جنس مخالف ارتباط برقرار كند و آیا اساساً موفقیتی در این رابطه خواهد داشت ؟ اینها بخشی از سؤالاتی هستند كه كه روانشناس متخصص در امور معلولان می كوشد تا با توجه به گستره ی دانش و آگاهی خود ، پاسخی مقتضی برای آنها یافته و روح و روان نوجوان معلول را از رنج ناشی از ناآگاهی نسبت به این مسائل برهاند . وی تلاش می كند تا والدین انتظارات خود را با قابلیت های فرزند كم توان ذهنی خود متناسب سازند ؛ شیوه آموزش رفتارهای اجتماعی به نوجوانان نابینا و ناشنوا را بیاموزند و فرزندان دارای مشكلات جسمی و حركتی را به منظور افزایش مشاركت های اجتماعی ترغیب كنند . آنچه بر اهمیت كار روانشناسان در این دوره می افزاید وجود این حقیقت است كه نوجوانان دارای معلولیت و خانواده های آنان ، به منابع آموزشی خاص این دوره از رشد ، (به ویژه در خصوص كودكان و نوجوانان مبتلا به نارسایی های ذهنی ، حسی و حركتی) دسترسی چندانی ندارند و بهره مندی از مشورت توأم با همدلی مشاوران و روانشناسان ، تنها امكان ارزشمندی است كه آنان می توانند در این مرحله از زندگی از آن بهره گیرند . گستره موضوعات روانشناسی معلولان تنها به مراحل كودكی و نوجوانی افراد معلول محدود نمی گردد. رشد و تحول شخصیت فرد معلول و ورود وی به مرحله جوانی ، بستری نو برای طرح مسائل تازه تری فراهم می كند كه از مهمترین آنها می توان به مقوله ی ازدواج و چگونگی سازگاری شغلی و اجتماعی اشاره نمود . روانشناسان می كوشند تا جوانان معلول را نسبت به قابلیت ها ، محدودیت ها و نقش و پایگاهی كه در جامعه قادر به احراز آن هستند ، آشنا سازند و به آنها بیاموزند كه چگونه در تمامی گزینش های خود در طول زندگی از این شناخت استفاده كنند . یك روانشناس یا مشاور حوزه توانبخشی به فرد معلول می آموزد كه با توجه به شرایط خاص خود ، در انتخاب همسر چه نكاتی را لحاظ نماید و چگونه به خود باوری لازم در این رابطه دست یابد . وی همچنین نیازمند آن است تا بر اساس علائق و ویژگی های شخصیتی خویش شغلی را با تمامی محدودیت های موجود برگزیند و علاوه بر آن ، چگونگی سازگاری با محیط كار و ایجاد روابط انسانی مؤثر با افرادی را كه در مدار تعامل با وی قرار دارند ، فراگیرد . در اینجا نیز یك روانشناس متعهد تلاش می كند تا مددجوی وی ، به تفسیر درستی از موقعیتهای پیرامون خود دست یافته و با مشكلات موجود به نحو شایسته ای سازگار شود . بررسی خصوصیات روانشناختی و رفتاری كودكان و نوجوانان معلول به ما می آموزد كه چگونه با آنان تعامل نماییم ، محتوای برنامه های آموزشی را از چه طرقی با ویژگی های شناختی و عاطفی این دسته از مهارت آموزان منطبق ساخته و در نهایت چگونه آنان را با زندگی و فراز و نشیب های آن سازگار نماییم . اهمیت نقش و جایگاه روانشناسان در عرصه فعالیت های توانبخشی ما را بر آن می دارد تا به طور جدی به خلائی بیندیشیم كه در زمینه ارائه خدمات مشاوره ی روانشناختی به افراد معلول وجود دارد . از آنجا كه تا به حال هیچ گونه برنامه مشخصی برای فعالیت روانشناسان شاغل به كار در مراكز توانبخشی ارائه نگردیده است آموزش خانواده و مشاوره با مددجویان معلول چنان كه باید مورد توجه واقع نشده و در نتیجه ، این تلاشها تنها به صورت موردی و در قالبی كاملاً سلیقه ای در مراكز مزبور صورت می پذیرد .
واضح است كه راه حل این مسئله را نه در این مجتمع ها ، بلكه باید در مراكز ستادی سازمان بهزیستی جستجو كرد . در نخستین گام باید مدیران و مسئولان امر را نسبت به ضرورت ترویج اصول روانشناسی معلولان در زمینه توانبخشی توجیه نمود . گام بعدی آن است كه با ایجاد تغییرات لازم در ساختار تشكیلاتی حوزه معاونت توانبخشی ، شرایطی را فراهم نمود تا هر یك از گروههای تخصصی مراكز ، ستادی اعم از تیمهای كارشناسی امور ناشنوایان ، نابینایان ، معلولان جسمی متخصص در امور معلولان ایجاد نموده و در سایه آن به تدوین برنامه های آموزشی جامع و كاربردی ، به منظور آموزش و مشاوره با افراد معلول و خانواده های آنان بپردازند . باشد كه در راستای این تلاش ها بتوانیم توانبخشی معلولان و استعدادهای شگرف این افراد را چنان كه باید به جامعه امروز معرفی نماییم.

درباره نویسنده / مدیر

[ همه نوشته های مدیر → ]